تبليغاتX
وسلام به نامی که می خوانندش به مهر

وسلام به نامی که می خوانندش به مهر

من جامه دریده ام تا زلال شوم

تو و یک چهار دیواری گلین

به اندازه ی هشت هشت پرش گام

و باغی که هیچ درخت و برگ و آبی نداشت

همه  جا پوشیده از حس سرخ سنگ

و تو سبکبال،آرام و خندان

به پر پروانه  می خندیدی

و سه گام در سه گام قبلی خیال

من و دیواری که سنگفرش نداشت

محو تماشای این سبکبالی ها

به تاراج نداشته هایت غبطه خوردیم

 

 

نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 1:51 توسط یه دختر خوب|

بنواز،بنواز تار من

بنواز که هر زمان نوبت من میرسد

ساز میشکند و زمان ریتم میگیرد

بنواز که از ظرافت این جنون ،مجنون گشته ام

بنواز که در جاده ی اجبار و انکار به خطی رسیده ام

که شب در آستانه اش  کوک می شود

بنواز که بر لبان بسته ام تبسم کاشته اند

و عهد بسته ام که نگویم خدا هم...

بنواز که نسترن را به وزن بی پیکر شبنم عادت داده اند

بنواز که بعد از یاس،شقایق نیز محکوم است

و گناه من چیست،

که نای نای آهنگم در دل تنگ سه تارم

به خفقان سپرده شده است

و گناه من چیست،

که کاسه ی چشمانم هم کاسه ی سازم نمی شود

تا چشمانم روشن شود به فرداها

که امروز در خود گم گشته ام

نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 1:35 توسط یه دختر خوب|

 

میهمان نا خوانده ی غربتم

امشب از تنم درد می چکد

 با بوی باران بر پاره های سبز آسمان

من جادو شده ی مهر خدایم

که طلسمش در هم میشکند از اقبال به زمین نشسته ها

هوا مسموم، سرد و تاریک

اما تو روشن مثل ستاره ها

مثل اولین ستاره

که مبهم از دیدگان من رویید

چشمان غبار گرفته ات را زائرم

                                         ای سوغات بهشت

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 2:0 توسط یه دختر خوب|

 

به نیابت هر چه مهربانیست

سفره ی سبز صداقت پهن می کنم

در هوای شفاف زمان

که از آدمیان خبری نیست

و من میهمان کویرم

و کویر میهمان آسمان

و هر سه می خندیم

به این آدمیان بزک کرده ی تهی مغز

که برای دلخوشی هم

لبخند دروغ می بافند

و دست نامردی به زمین می زنند

وخاک،

دستهایشان را وا پس میزند به همان گره کور دروغ

و من باز صبحی دیگر

خاطره ی میهمانی را

به سلامتی هر آن چه که نیست

جرعه جرعه نشخوار می کنم.

 

 

نوشته شده در جمعه دهم تیر 1390ساعت 1:16 توسط یه دختر خوب|

سلام

دوباره من اینجام.از آخرین مطلبی که تو وبلاگم گذاشتم تا الان اتفاقای عجیبی واسم افتاده!!

کوچیکترینش شکستن پامو،عمل کردنشو موندن از دانشگام...

بزرگترینشم......دوست دارم بگم اما یه حد و مرزهایی نمیزاره که همیشه همه چی گفته شه!!!

این شعری که این پایینه،یادگار همون بزرگترین اتفاق زندگیمه

امیدوارم شعرم خیلی خام نباشه و طبع شما دوستانو آزرده نکنه.

 

من از تلاطم شب می آیم

من از طلوع یک صبح نافرجام

من از صداقت عشق می نالم

من از رفاقت یک نام بی عنوان

من از اسارت تن می گریم

من از تاریکی یک راه بی پایان

من از زندگی و رفتنم هیچ نمی گویم

من از راه نرفته و پیکر بی جانم نمی سوزم

من از رویا و عروس خفته در خوابم نمی گویم

که میدانم همه را هیچ باید انگاشته

و خود خفته در خواب رویا ها

 فرو خفته، فرو خفته، فرو...

 

مثل همیشه منتظر شنیدن ایرادات شعر هستم

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 2:48 توسط یه دختر خوب|

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

(فروغ فرخزاد)

 

خب دیگه ما که رفتیم

          فدای همتون

         خداحافظFor You

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 0:39 توسط یه دختر خوب|

سلام

خوبید؟؟

شرمنده اگه این مدت کم لطفی کردم و به شما دوستان سری نزدم

عقد کنون خواهرم بوود و به رسم بجنوردی ها سه شبانه روز جشنو پایکوبی

و امشب اینجام تا با یه رووز تاخیر و یه دنیا شرمندگی تولد عزیزترین نداشته ام رو تبریک بگم

 

 

خیلی دلم واست تنگ شده،امیدوارم هر جا هستی خوشبخت باشی  عزیزم

و برای سرو جدیدت مجنونترین بید

 

 

اوج پاییز

نیمه ی آبان

شب میلادت ای آرام جان

میروی از یاد

کم کمک با باد

حسرت فردا

میکند بیداد

 

 

 

من همیشه حتی وقتی اون بالا بالا هام به یادتم

 کاش تو ام گاهی به آهی یادم کنی

 

                                  For You    تولدت مبارکFor You

                                              

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 1:2 توسط یه دختر خوب

امشب را چه شده!!

صدای جغد همسایه کوک است

از طناب رخت آبرو آویخته اند

و سایه ی آن بید،رقصان

حتی هجرت ثانیه ها را هم

با ناقوس زمان فریاد می کنند

و من تنها حیرانم از آسمان

که ستاره هایش را بخشید به چاه

 

 

سلام

این دفعه واقعا گفتن یه متن واسم سخت بوووود،همش راهنمایی های دوستان تو ذهنم بوووووود و این که چه جوری پیادش کنم!امیدوارم خیلی گند نزده باشم،راستی پیشنهاد کتاب می کنید خب معرفی کنید جه کتابی؟؟

بی نهایت از راهنمایی هاتووووووون ممنونم

 

وقتتونو نمی گیرم

و  منتظرم  For You

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 0:48 توسط یه دختر خوب|

بدرقه ی راهم آبی بود که بیدی در آن خوانده بود

((سرو در قلعه ی عشق حکم حصار را دارد))

قسم به زلالیه آن آب من بی گناهم

رفته بودم در پی سرو شدن

به عشق اینکه حصار قلعه ی تو باشم

نمی دانستم آنقدر دیر می آیم که از آن بید سایه اش

و از آن قلعه تابلویی می ماند که با اشک نوشته اند

 

     یکی بود،یکی نبود             سروی بود،بیدی نبود

 

سلام

مرسی بابت نظرات سازنده،دوستان من این وبلاگو راه انداختم که با نظرای

 شما خودمم راه بیفتم اما تکو توک به سوال مطلب قبلی توجه کردین واین

 واقعا واسم مایه دل سردی بوووود

شایدم من خیلی پر توقعم،در هر صورت لطفا اگه نظری میدین درباره ی

 متنم باشه و  نه عکسم(قابل توجه اساتید مخ زن،دیدید که نه نظراتون تایید

 شد نه از طرف من خبری)

و از اونایی که متنو تحمل می کننو قابل نظر دادن میدونن پیشاپیش تشکر

می کنم

 خوش باشینFor You

نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 1:14 توسط یه دختر خوب|

اتاقی را یافتم بس تاریک،شب در آن جا مانده بود

و دخترکی تنها!!!!!غرق در حجم تکراریه خاطرات

سایه ای داشت به وسعت سرو و سروی به وسعت درک

آن سوی اتاق بیدی دیدم خفته در گور!

چه گنجها که در آن گور نهان بوود

  و چه بیرحمانه زمان می خندید!!!!!!!

 

سلام

این متن  بالا رو تو یکی از سخت ترین لحظه های زندگیم گفتم.حالا چرا اولین متن وبلاگمه؟به 3 دلیل

1)چون یه جورایی بیو گرافیمه اگه زرنگ باشین همه چیو ازش می فهمین

2)یادم باشه که خدا چقدر عجیبو با مرامه

3)و این که همیشه جلو چشم باشه تا یادم نره روزهای سختو و نخوام دوباره تجربه کنمشون

کلا همه ی اینا به شما چه؟؟؟؟؟

میخوام نظرتونو درباره ی این متن صادقانه بگین!!!!

میخوام ببینم چقدر از نویسندگی و شاعری دورم

 

خب دیگه فعلا For You

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 1:49 توسط یه دختر خوب|


آخرين مطالب
» ...
» گناه من چیست...
» ای سوغات بهشت
» به سلامتی هر آنچه که نیست...
» من از تلاطم شب می آیم..
» وداع
» happy birthday
» ........حیرانم از آسمان.......
» .....سروی بود بیدی نبود.......
» ........سلام...........
Design By : Pars Skin